رد شدن به محتوای اصلی
جهان چگونه ایجاد شد؟

دیدگاه ما نسبت به چگونگی پیدایش جهان امروزی بسیار ناقص و یا اساساً نادرست است. به همین علت کیهان شناسان برای پی بردن به این موضوع سعی میکنند کائنات را قبل از وقوع مهبانگ(بيگ بنگ) در ذهن خود تصور و ترسیم کنند. همچنین آنها به دنبال این هستند که بدانند چگونه قبل از مه بانگ جهان به این اندازه از سطح بالایی از نظم برخوردار بودهاست.حاصل این تحقیقات ارائه مدلهایی از سوی کیهان شناسان است که هر یک پاسخ شگفتانگیز و متفاوتی به این معماها میدهند.در اينجا من به طور خلاصه اين ٣ مورد را توضيح ميدهم.
مدل اول: <<درياي سياه چاله اي>>
بر پایه این مدل جهان قبل از پیدایش دریایی از سیاه چالهها بودهاست. در این مدل دو فیزیکدان به نامهای تام بنکس (Thomas banks) از دانشگاه کالیفرنیا در سانتاکروز و ویلی فیشلر (willy fischler) از دانشگاه تگزاس به این سؤال اینگونه پاسخ میدهند که جهان در بدو پیدایش یعنی پیش از ۱۰^-۳۵ ثانیه دریایی چگال از سیاه چالهها بودهاست. آنها این سناریو را سناریوی کیهانشناسی هولوگرافی نامیده اند.
مدل دوم: <<مدل متناوب يا جهان هاي برخورد كننده>>
بر این اساس مهبانگ از برخورد دو جهان مختلف بوجود آمدهاست. مدل توراک و اشتاینهارد بر پایه نظریه ریسمان قرار گرفتهاست که رهیافت مهمی برای وحدت بین مکانیک کوانتومی و نسبت عام انیشتین است. در این مدل جهان ما یک ابر رویه یا ابر صفحه سه بعدی است که در ابعاد بالاتر کائنات شناور بودهاست. در مجاورت جهان ما جهانهای دیگر نیز وجود دارند که ممکن است هرکدام قوانین فیزیکی منحصر بفرد و کاملاً متفاوتی داشته باشند. این جهانها ممکن است به هم برخورد کنند و از برخوردشان انرژی فوقالعاده عظیمی در هریک از این جهانها آزاد بشود. علاوه بر این این دو جهان شروع به انبساط میکنند. اما چون ما همواره در یکی از این دو جهان هستیم تصور میکنیم که انفجار عظیم که همان مهبانگ نام دارد آغاز جهان است. در صورتی که جهان ما قبل از آن هم وجود داشتهاست. بر اساس این مدل پس از برخورد این دو جهان شروع به دور شدن از هم میکنند. اما فاصله گرفتن آنها از هم سرانجام توسط نیروی جاذبه بین آنها متوقف میشود و دوباره به سمت هم کشیده میشوند و دوباره برخورد میکنند. گویی مهبانگ دیگری رخ دادهاست. به همین دلیل به آن مدل تناوبی نیز میگویند.
مدل سوم:<<جهان از هم گسسته>> بر اساس این مدل جهانها از گسسته شدن یک جهان مادر بوجود آمدهاند. جهان ما نیز میتواند مادر جهانهای بیشمار دیگری باشد.
این نظریه توسط فیزیک دانان دانشگاه کارولینای شمالی ارائه شدهاست (لاریس بام (Lauris Baum) و پل فرامپتون (Paul Frampton)). در این مدل چنین مفروض است که با انبساط جهان مقدار انرژی تاریک موجود در حجم مفروضی از فضا نیز افزایش مییابد که این با دادههای موجود از انرژی تاریک مغایرتی ندارد؛ بنابراین با افزایش تدریجی چگالی انرژی تاریک انبساط جهان نیز سریعتر و سریعتر خواهد بود. تا جاییکه کهکشانها، ستارگان و حتی اتمها از هم گسیخته میشوند و جهان متلاشی خواهد شد. پس از مهبانگ (از هم گسیختگی جهان مادر)جهانهای جدید پس از انبساط تورمی همچنان به انبساط خود ادامه میدهند و در نهایت با افزایش چگالی انرژی تاریک از هم میپاشند و بیشمار جهان دیگر را بوجود میآورند. مدرک مورد نیاز برای تأیید این مدل آنست که شدت انرژی تاریک باید با انبساط عالم افزایش یابد که مشاهده میشود. حال پاسخ به این سطح پایین آنتروپی در جهان مادر آنتروپی انباشته شده در جهان مادر پس از از هم گسیختگی آن، بین جهانهای تازه متولد شده تقسیم مییابد و درنهایت یكي از جهانهای نوزاد در بدو تولد دارای آنتروپی پایین است.
نظرات
ارسال یک نظر