به خاطر موجودی تخیلی به نام خدا فرزندتان را قربانی کنید!

و وقتی با او به جایگاه سعی رسید، گفت ای پسرک من، من در خواب میبینم که تو را سر میبرم. پس ببین چه به نظرت می آید؟
گفت ای پدر من آنچه را ماموری بکن!
انشالله مرا از شکیبایان خواهی یافت!
(صافات 102)
تصور کنید با مردی روبرو شوید که فرزندش را بر روی تخته سنگی گذاشته و قصد دارد سر فرزندش را با چاقویی ببرد!
از او می پرسید چرچنین میکنی و او علت این کارش را چنین شرح میدهد که در خواب دیده که باید فرزندش را سر ببرد!
برای رضایت موجودی خیالی با نام خدا!
برای اینکه آن موجود خیالی از دست او راضی باشد و خوشحال شود و ارضائ شود او میخواهد سر فرزندش را ببرد.
سر یک انسان دیگر که خود حق زندگی دارد!
 و البته آن انسان دیگر در این داستان به خاطر رضایت آن موجود خیالی حاضر می شود پدرش سرش را ببرد!
این موضوع باید برای همه ی مردم دنیا باشد! همه ی مردم دنیا باید برای رضایت آن موجود خیالی حتی از جان خود بگذرند!

دستورات این موجود خیالی از چه طریق به مردم منتقل می شود؟ از طریق انسان هایی که خود را مجریان و ماموران آن موجود خیالی می دانند!
و شما نیز باید از این مجریان به همان اندازه که از آن موجود خیالی حرف شنوی دارید، حرف شنوی داشته باشید.
این حرف شنوی تا چه حدی باید باشد ؟ تا حدی که حتی به خاطر رضایت این مجریان از جان خود و فرزندتان بگذرید!
حال تصور کنید که میلیون ها انسان بر روی زمین هستند که این کار آن مرد را و چنین دستورهایی را درست می پندارند و او را از بهترین موجودات روی زمین می دانند و البته موجود خیالی آن مرد را نیز می ستایند!
آیا چنین تربیتی به معنی به بردگی گرفتن انسان های دنیا نیست؟؟؟

نظرات