محمد پیامبر کودک آزار و پسرخوانده اش


و آنگاه كه به كسى(زيد) كه خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو به او نعمت داده بودى ميگفتى همسرت را پيش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار و آنچه را كه خدا آشكاركننده آن بود در دل خود نهان ميكردى و از مردم ميترسيدى با آنكه خدا سزاوارتر بود كه از او بترسى پس چون زيد از آن(زن) كام برگرفت وى را به نكاح تو درآورديم تا در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان چون از آنان كام گرفتند مشكلى نباشد و فرمان خدا اجرا گرديد (٣٧) بر پيامبر در آنچه خدا براى او فرض گردانيده گناهى نيست سنت خداست كه در ميان گذشتگان بوده و فرمان خدا همواره به اندازه مقرر است (٣٨)
محمد براى پرهيز از زشتى به نکاح در آوردن زن پسرخوانده اش و برطرف كردن ترديد پیروانش ، اين کار زشت خود را به الله نسبت مى دهد. در آيه ٣٨ مدعى شده كه اينكار حكم الله بوده و بنابر اين محمد گناهيى مرتكب نشده است و به اينصورت اين كار زشت خود را به گردن الله مى اندازد.
همچنين در آخر آيه ٣٧ مدعى شده كه اينكار براي اينست كه مردم براى ازدواج با زن مطلقه ى پسرخوانده شان مشكلى نداشته باشند.
آيا نمى شد اين حكم جاهلى را با آيه اى فسخ كرد و آيا حتما لازم بود اينكار با اين زشتى و ناجوانمردانگى انجام شود؟ و اما اينكار محمد منشاء يك حكم فقهى شده كه علماى شيعه مى گويند ولايت فقيه مى تواند همسر فردى را بدون اجازه اش طلاق دهد و به ازدواج خودش يا ديگرى در آورد. نكته ديگر اينست كه در اين آيات كسى كه اصلا مطرح نيست و خواست و ارده اش هيچ اهميتى ندارد خود زينب است. مى گويد حال كه زيد از او لذت جنسى برد او را به عقد محمد در آورد.
اين آيه بى ارزشى فوق العاده زن را در دين اسلام نشان مى دهد. حتى زنى به زيبائى همسر زيد كه محمد عاشقش مى شود هيچ اختيارى در ازدواج و طلاق خويش ندارد و صرفا يك وسيله لذت جوئى جنسى است.
حال مسلمانان منتظر روزی باشند که ولی فقیه همسرشان را با اراده خود و بدون اجازه آن ها طلاق دهد و به عقد خود درآورد.

نظرات